مادر من زیباست.
صورتی چروکیده. لبخندی کمرنگ.چشمان همیشه نگران. اما زیباترین موجودی است که تا کنون در عمرم دیده ام.
دیشب خواب بدی دیدم خواب دیدم مادرم را گم کردم کنار خیابان ایستاده بودم هق هق میزدم و اشکها امانم نمی داد. هر تاکسی که می آمد منتظر نگاهش میکردم تا مادرم از آن پیاده شود اما خبری نبود ناامید برگشتم یکباره مادرم را دیدم که با همان لبخند همیشگی به سراغم آمد .
دوباره متولد شدم.
خدایا التماست میکنم تا زنده ام مادرم را از من نگیر.
آمین