یکی ازتفریحات من در اینترنت خواندن وبلاگ های شخصی است که در آن ها معمولا خاطرات نوشته می شود.دوست دارم بدانم که آدم ها در شرایط مختلف چه احساس و عکس العملی نشان میدهند گاهی خودم را جای آن ها می گذارم و تصمیم میگیرم.از خیلی از این مطالب درس میگیرم و از بعضی ها بدم می آید بعضی از نویسندگان مطالب را با اینکه ندیده ام عاشق شخصیتشان میشوم وبا بعضی دیگر هم اصلا حال نمیکنم.
نکته جالبی را که در اکثر وبلاگ هایی که نویسنده آن ها خانم است میبینم این است که حداقل یک مطلب در مورد رابطه شان با مادر شوهر ،خواهرشوهر یا جاریشان مینویسند.و متاسفانه بیشتر این روابط تیره و تار است.نمیدانم چرا در کشور خودمان انقدر این مساله بزرگ شده فکر میکنم قدیم تر ها این مساله خیلی کمتر بوده چون فضای خانواده ها طوری بود که مادر نقش اساسی در خانواده داشته و فرزندان وابستگی زیادی از لحاظ مادی و معنوی به خانواده هایشان داشتند و عروس خانم ناچار بود که چه مادرشوهرش خوب و مهربان باشد و چه بدجنس و زورگو تابع اوامرش باشد و  اما حالا عروس خانم ها احساس استقلال بیشتری میکنند و زیر بار حرف زور نمیروند هرچند که این حرف زور فقط ناشی از دلسوزی مادرشوهر باشد.
شکر خدا مادر شوهر من بسیار زن فهمیده و خوبیست و تا کنون هیچ مشکلی با هم نداشته ایم اصلا در کارهایمان دخالت نمیکند و اگر هم چیزی بگوید مطمئنم از سر دلسوزیست.مادرشوهرم همیشه از مادرشوهر خودش مینالد و از آزار و اذیت هایش خاطرات بدی دارد به همین خاطر همیشه میگفت به خودم قول دادم که با عروسم رفیق باشم و آرزویم این است که تک دخترم هم مادرشوهر خوبی گیرش بیاید.اما حیف که این طور نشد خواهرشوهرم 3 ماه است که عروسی کرده و مادرشوهری دارد بس روانی.به شوخی نامش را خشم اژدها گذاشته ایم. طفلک مادر شوهرم کارش شب و روز غصه خوردن است هر روز سر نماز گریه میکند و از خدا کمک میخواهد.
متاسفانه اوج فاجعه این است که شوهر خواهرشوهرم هم به شدت طرفدار مادرش است و حاظر نیست بین این دو را آشتی دهد. 
امیدوارم روزی بیاید که این مسئله کمی بین خانواده ها حل شود. مادر شوهرها و مادرزن های عزیز باور کنید بچه های شما بزرگ شده اند خودشان میتوانند تصمیم بگیرند بگذارید آن ها هم اشتباه کنند تا تجربه پیدا کنند نگران آنها نباشید بلاخره باید راه شان را خودشان پیدا کنند و عروس خانم ها و داماد های عزیز شما تنها امید مادران همسرانتان هستید بگذارید احساس حامی بودن کنند شما هم روزی به این سمت خواهید رسید پس کمی بیشتر درک کنید و مهربانتر باشید.