برف ریزان

از دیروز خدا به شهر ما لبخند میزند شهرمان پر شده از دانه های محبت خدا. از دیروز تا الان یکریز و آرام برف می بارد. از وقتی که همسرم به کرمان رفته برادرم زحمت بردنم به سر کار را میکشد تا نزدیکی دانشگاه با ماشین آمدیم اما از مسیری به بعد نتوانستیم ماشین ببریم چون برف زیاد بود و ماشین حتما گیر می کرد مجبور شدیم ماشین را پارک کنیم و مسیر باقی مانده را پیاده برویم هر چقدر اصرار کردم برادرم راضی نشد بگذارد تنها بروم چون دانشگاه ما در یک شهرک تازه تاسیس شده در خارج شهر ساخته شده که خانه های کمی اطراف آن ساخته شده به خاطر همین همیشه پر از سگ و شغال است.خلاصه با خجالت و شرمندگی تمام راهی شدیم جالب این بود که ما اولین کسانی بودیم که از آن مسیر رد می شدیم و تا زانو توی برف بودیم .وقتی وارد دانشگاه شدم کفش هایم پر از برف بود ولی از دیدن این همه برف آنقدر ذوق زده بودم که عین خیالم هم نبود.

آخ ... خدا جانم شکرت. ما که کشاورز نیستیم ولی خدا را شکر که دل کشاورزان را شاد کردی .خدایا شکرت با این اوضاع اقتصادی خراب کشور که هیچ مسئولی دلش به حال مردم نمیسوزد تو با نعمت هایت به یادمان می آوری که هنوز دوستمان داری.

/ 4 نظر / 16 بازدید
ناهید

سلام آبجی روز برفیت بخیر.امیدوارم همیشه خدا رحمت و برکاتش روسرتون بباره.

وحید

خوش بحالتون که برف رو میبینید عزیزم اینجا نه خبری از برف هست ونه از سرما هوای اینجا برای من که از شهر خودت اومدم کلی تو این فصل گرم واجیبه منم کلی برای دیدن برف لحضه شماری میکنم و خدارا شاکرم که همچین کشور زیبا و با آب و هواهایه متنوع داده و امیدوارم که تو این هوای سرد مواظب خودت باشی . دوستدارت و عاشق همیشگیت : همسرت وحید

لیدا

[گل]

sara

مـژده‌ی آمـدنت قیمـت جـان می‌ارزد تاری از موی تو آقـا به جهـان می‌ارزد السلام علیک یا صاحب الزمان بهترین هدیه به امام زمان عج ترک یک گناه است [گل]